به یک خانه فکر می کنم
با دیوارهای نیمه
بین اتاق ها و راه روها
و چهار دیوار بلند شیشه ای در اطرافش
فقط برای باد و بوران
به یک خانه فکر می کنم
در طبقه ی آخر یک بلندی
یا در جایی میان چهار خط افق
در بی تعادلی بین زمین و هوا
یا در یک پیچ خیلی پنهان
در درختزاری پنهان تر
در مسیر نرده دار یک راه
راهی بسیار پر علف
بسیار کم عابر
به یک خانه فکر می کنم
با وسایلی سفید
با تاقچه هایی باریک و کمد هایی کوتاه
و کشوهایی فراوان، برای رویاهای فراوانم
به فنجان هایی فکر می کنم که به پرده ها بیایند
و به پرده هایی حریر و سفید که بیشتر وقت ها کنار باشند
به یک خانه فکر می کنم
در یک پاییز نرم
و یک باران ریز بر سقف شیشه ای
به تعدادی سنگ فکر می کنم
که گرد باشند و صاف
برای گوشه های تیز خانه
برای کنج های سرگردان
و به چند گیاه بالا رونده فکر می کنم
برای چند ورودی تنها
به یک آشپزخانه فکر می کنم
به تکه های پنیر و برش های نان
و یک کاسه ی سفید بزرگ
پر از پیازچه و کاسنی و ریحان
به بطری های لبریز شیر
و چند ماهیتابه ی از خود آویزان
به ترتیبِ قاشق ها و پیاله ها
و یک عصر چای آلود
پیچیده در دستمال های تترون و کتان
به یک خانه فکر می کنم
در آواز حشرات و کف زدن های سپیدار
در یک ایوانِ لمیده
زیرِ فرشی مو بلند و تمیز
به یک گربه ی مست
و چند مورچه ی سرگردان
به یک صندلی فکر می کنم
رو به هر کجا که بخواهد
با ملافه ای روشن
در تابی ملایم
به یک تخت فکر می کنم
درست در میان خانه، در نقطه ی ثقل خانه
گرد، بزرگ و بی حفاظ
با بالش های فراوان و گلدار
گل هایی ریز و زرد
و لحافی سبک
و تشکی فرو رونده
و خنکایی خواب آور
به یک خانه فکر می کنم
به یک میزباریک
و یک چراغ بلند
به شب
در آتشدانی ظریف
و بوی سوخته ی کاج خیس
به جویِ کوچکی که از میان اتاق ها می گذرد
و چند شمع روشن که در آب می لغزند
صدای چک چکی که از گوشه ای می آید
به قژ قژ کف پوش چوبی حمام
و یک بخار رقیق، نشسته بر شیشه ها و چینی ها
به گلبرگ های یاسمین، در تشت
وچند قطره بنفشه، برای بیداری
به جیرجیرک گلدان
که با صدای خودش توی خواب می رقصد
به یک خانه فکر می کنم
به کاشتن وچیدن سبزی
به یک ردیف کلم
کنار ساقه های ترب
و خرفه های بلندی که ناگهان هستند
میان بی خیالی گشنیز و مرزه می رویند
به یک خانه فکر می کنم
به بند رخت
و لباس های شسته ای در باد
به گیره های قشنگی که پای گنجشکند
به یک سبد
از نی های سفید و ساقه های سبز
به یک آبگیر از حباب های سفید و خزه های سبز
به یک منظره از دشت های سفید و اسب های سبز
به یک خانه فکر می کنم
با دیوار های نیمه
بین اتاق ها و راهرو ها
به دویدن فکر می کنم
روی دیوارهای نیمه
بین اتاق ها و راهرو ها.